یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۶

دبیر هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر:

«هنر» یک نیروی اجتماعی بسیار و بسیار مقتدری است که تا زمانی که تبدیل به «رویه اجتماعی» نشود و با مردم ارتباط واقعی برقرار نکند جایگاه و «کارکرد نهایی» خودش را به دست نمی‌آورد

افتتاحییه هنرهای تجسمی 26 بهمن 1403؛ بهرام کلهرنیا

سینماپرس: دبیر هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر گفت: هنرمندان با وزنه‌برداران اختلاف دارند. یک وزنه‌بردار که می‌تواند ۳۰۰ کیلوگرم وزنه را روی گرده خود ببرد، زنده باد. خیلی تمرین کرده و کوشیده اما ما هنرمندان، می‌خواهیم، فرهنگ را روی گُرده‌های خودمان قرار دهیم.

به گزارش سینماپرس، بهرام کلهرنیا، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران در گفت‌وگو با ایرنا در خصوص روند برپایی این رویداد با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و نیز حذف فراخوان و شیوه جدید برپایی جشنواره توضیح داد: از سال گذشته که دوستان لطف کردند و من را دعوت کردند، به خودم اجازه دادم و گفتم وقتی دعوتم کردید، من را باید تحمل هم بکنید.

وی افزود: تمام آن ساختارهای عادت شده کلاسیک (دوره‌های پیشین جشنواره) درباره یک این‌طور موضوعی را به دلایلی به هم ریختم و دوستان نیز با بردباری تحمل کردند، به سبب اینکه اعتقادم این بود که ما به آن جشنواره‌ها دیگر نیازی نداریم. سرمایه‌گذاری‌هایی است که می‌سوزد و کارهای عادت شده است که انجام می‌شود.

این هنرمند ادامه داد: آن کار را بلدیم (برپایی رویدادهای نمایشگاهی) و خوب هم بلدیم. هر هفته در گالری‌ها، یک شبه جشنواره‌ای با نمایش آثار یک هنرمند یا گروهی روی دیوار می‌رود. گروهی هم می‌آیند که با آن تم و تفکر آشنا هستند و کارها را می‌بینند. به به زنده باد می گویند. خریدی انجام و چایی خورده می‌شود و بعد خوشحال از یکدیگر جدا می‌شوند.

کلهرنیا تصریح کرد: اما این یک دایره مسدود کار و فعالیت هست که در جهان مسدود هنری رخ می‌دهد. درحالی که هنر یک نیروی اجتماعی بسیار و بسیار مقتدری است که تا زمانی که تبدیل به رویه اجتماعی نشود و با مردم ارتباط واقعی برقرار نکند، جایگاه و کارکرد نهایی خودش را به دست نمی‌آورد.

رئیس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران اضافه کرد: این آن نکته مرکزی فکر من بود که بر حسب آن به این نظر رسیدم که ما باید کنش‌ها و واکنش‌های ناشی از نظامی با نام جشنواره را درست مورد نقد و تحلیل قرار دهیم. تاریخش را ببینیم. پیشینه‌اش چه بوده، چگونه کار کردیم و نکات مثبت آن را استخراج کنیم و به سود آینده در برنامه ریزی‌ها از آن بهره ببریم.

باید به سمت مردم برویم

کلهرنیا با اشاره به اینکه باید به طریقی برنامه ریزی کنیم که به سمت مردم برویم، گفت: در جشنواره دوم (دوره هجدهم) با شجاعت بیشتری گام بعدی را برداشتیم و دوستان، من را مورد لطف قرار دادند و پشتیبانی کردند. دوره هفدهم نیز تجربه‌هایی در این مسیر انجام داده بودیم. به میان مردم رفتیم.

وی افزود: این بار هنرمندان را به عنوان کسانی که دارای مهارت، دانایی‌های ویژه و توان فرهنگی هستند و شیوه‌های بیان هنری، ارزش‌ها و راه‌حل‌های ناشی از آن را می‌شناسند، به مثابه منتور و راهنما به میان مردم فرستادیم که حدیث زندگی اجتماعی فرهنگ تاریخی گمشده را باز پیدا و بیدار کنند تا روی آن به مثابه سرمایه اجتماعی برنامه ریزی انجام شود.

آب وجود ندارد

این طراح گرافیک ادامه داد: دور و بر را نگاه کردیم، دیدیم که در شرایط اجتماعی که داریم هر روز را می‌گذرانیم. با بحران هراس‌آمیز آب روبه رو هستیم، آب وجود ندارد. مطالعاتی در مورد آب، در سرزمین‌های تاریخی آسیا انجام دادم. فقط جا پای خشکسالی را می توان در غرب آسیا به عنوان یک سرزمین همیشه خشک در طول تاریخ دید.

کلهرنیا اضافه کرد: رنج تاریخی مردم ما این است که از این بابت در معرض آسیب بودند. بعد بلافاصله این ایده شکل گرفت که خب چه خوب، به میان مردم می‌رویم و درباره آب با آنها گفت‌وگو می‌کنیم. از آنها می‌خواهیم که مَتل‌ها، قصه‌ها، لالایی‌ها، گمشده‌ها و آرزوها و هرچه که دارند، دارایی‌های تاریخی که بسیاری از آنها زیر دست و پای زندگی نوین گمشده است، را بازگو کنند.

وی تصریح کرد: روزی روزگاری مردم باید به سر چشمه می‌رفتند و آب بر می‌داشتند، امروز چشمه آب به شکل آب لوله‌کشی در خانه‌ها است. در نتیجه احترام به آب و سختی دستیابی به آب را فراموش کردند. این فراموشی زیان بار هم بوده و سبب شده تا بسیاری چیزها در این روزگار ناپدید و نابود شوند.

کلهرنیا خاطرنشان کرد: به همین سبب به عنوان بشارت آب یا جشن آب یا هر نام دیگری که شما مایل باشید روی آن بگذارید، یک کوشش فرهنگی گسترده را بوجود آوردیم و برای اولین بار یک گروه بسیار بزرگ از مردم در کنار جشنواره قرار گرفتند. گروهی که آمدند، مالکین و حامیان موضوع شدند. کار تولید کردند. خودشان را ورز دادند. دستانشان ورز خورد. چشمشان مهارت پیدا کرد و با راهنمایی هنرمندان چیزهایی ساختند.

وظیفه گالری‌ها انجام کار فاخر است

رئیس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران با اشاره به اینکه این‌ها بهانه‌های ما بود برای خلق یک ایده گسترده انسانی و اجتماعی، گفت: چیزهایی که بدست آمده حیرت‌انگیز است. به دنبال آن نیستیم که کار فاخر روی دیوار ببریم. گالری‌ها و موزه‌ها وظیفه دارند که کار فاخر انجام بدهند.

کلهرنیا افزود: این جشنواره مثل یک فستیوال بزرگ اجتماعی برای ایجاد یک رای مثبت و سازنده اجتماعی برای هم پیمانی و برای گذر از روزگار بحران بوجود امده است. می‌خواهیم تاب اجتماعی را افزایش دهیم. روح بردباری و همگرایی و پشتیبانی از همدیگر را در این روزگار، با نام جشنواره شکل بدهیم و این‌ها چیزهای کوچکی نیست.

وی ادامه داد: همچنین جشنواره در گذشته به راه و رویه کار و کوشش گسترده ملی در دوره زمانی بسیار طولانی تبدیل شده بود. پیش از یک ماه و دو ماه کار بود، یک گروه با هم آشنا و از پیش دوست، دور هم جمع می‌شدند و کار می‌کردند. همان کارهای سابق را روی دیوار می‌بردند و به هم احترام می‌گذاشتند. خیلی خوب بود. اما از دو سال پیش این رفتار عوض شده و امسال ما با یک طرح ملی گسترده این جشنواره را دیدیم.

کلهرنیا خاطرنشان کرد: استان‌ها به شدت درگیر بودند و همین الان هم درگیر هستند. امیدوارم بتوانیم سفرهای استانی بگذاریم. ارتباطات میان استانی و ارتباطات استان‌ها با تهران را بسازیم. ما به معاشرت‌های فرهنگی نیاز داریم. به دنبال آن هستیم که مردم همدیگر را بیابند و با هم گپ‌های جدید بیابند.

به مسابقه میان هنرمندان قائل نیستم

این هنرمند در پاسخ به اینکه اینگونه شرکت در جشنواره برای دیده شدن هنرمندان استانی مناسب‌تر است یا به شکل فراخوان در دوره های پیشین، بیشتر اثر دارد، گفت: من اصلا به مسابقه میان هنرمندان قائل نیستم. هنرمندان جایزه بگیر شده بودند و این باعث شده بود که اختلاف نظرها و دیدگاه‌های زیادی پنهان، زیر جلد ماجرا، شکل بگیرد اما پنهان بماند. فرض کنید در یک جشنواره وقتی حکایت جایزه بگیری است، یک نقاش بزرگ شرکت نخواهد کرد.

کلهرنیا ادامه داد: زیرا آن هنرمند اول تشویش دارد که کارش را هیات داوران رد کند. دوم اینکه با چه کسانی دارد، مسابقه می‌دهد. آیا این شایسته من است که در یک مسابقه شرکت کنم و یا نه. ما عملا گروه بزرگی از هنرمندان با لیاقت و ارزنده را از کف می دادیم و ناچار بودیم دنبال راه حل‌های دیگری باشیم برای جذب آنها و هزاران دشواری دیگر.

وی افزود: همچنین هنرمندان با وزنه‌برداران اختلاف دارند. یک وزنه‌بردار که می‌تواند ۳۰۰ کیلوگرم وزنه را روی گرده خود ببرد، زنده باد. خیلی تمرین کرده و کوشیده اما ما هنرمندان، می‌خواهیم، فرهنگ را روی گرده‌های خودمان قرار دهیم. می خواهیم پشتیبانی کنیم برای اینکه چیزهای گمشده تاریخ ما باز دیده شود. برای اینکه آینده را بسازیم. این مسئولیت‌ها، مسئولیت‌های کوچکی نیستند. ما به برنامه‌ریزی‌های گسترده اجتماعی باور داریم، نه خرده کاری‌های شیک و بزک شده، این‌ها با هم اختلاف دارند. کار بزرگ این است که متاسفانه این موضوع تاکنون فراموش شده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.